" اسلام به ذات خود دارد همه عیب
زیرا که بیآمداست از عالم غیب
ان غیب اگرقدرت رویاندن داشت
یک تخم خرد درمخ مسلم میکاشت "
دایره تفکرات مذهبی کوچک است، همیشه رو به سوی عقب گرد تاریخ دارد، همیشه همراه با ترمز تاریخ است در خدمت ارتجاع و عقب ماندگی است، حتی در زمان بوجود آمدنش هیچگاه با زمان موجودیتش تطابق ندارد، عقب مانده تر است، برای پیش رفتن بسوی اینده هیچ به همراه ندارد، به هر لحاظ ترمز تاریخ است، در هر زمینه ای مانع پیشرفت است، برای پیش بردن اهداف رذیلانه اش، به هرشکل رذیلانه ای متوسل می شوند، به همین خاطر مناسب ترین وسیله در دست استثمارگران اند . آیا مگر نمی دانید ؟چرا این سرزمینهای اسلامی تا این حد بیسواد و عقب مانده اند؟ ایا مگر نمی دانید که حاکم بودن فاشیزم در هر شکلی، بر سرنوشت و جان و روح و احساس و فرهنگ و زندگی مردم به چه معنا است ؟ در1400 سال پیش، در ابتدای حمله اسلام و داعش به هر منطقه ای بنام اسلام، در واقع به منظور غارت و چپاول و کشتار و دزدی، درخارج از قبایل قریش، و در خارج ازعربستان، تا سیصد سال و بیشتر، زبان و ادبیات و اندیشیدن در آن منطقه در میان مردم حرام بود، تفکر شرک بود، ممنوع بود، فقط راز و نیاز با خدا خوب بود!! امروز آثار ان توحش را در جای سم این یابوهای تاریخ، در کشور های اسلامی به روشنی افتاب و به خوبی دید، زبان و شعر و ادبیات و حتی فکر کردن ممنوع بود، کتاب خمیر نمودن های امروز جمهوری و جنایت اسلامی ایران، بازمانده از زمان کتاب سوزانهای عمر و اسلام، عمق فاجعه بود که با کشتار حقیقت و ترویج دروغ و ریا و تزویر و تقییه اسلام و خمینی، و کشتار انسان همراه بود و هست. درست مانند کتاب سوزانهای فاشیستهای هیتلری، و سوزاندن جهان درآتش توحش سرمایه، مگر نمی دانید که اسلام یعنی فاشیزم؟ برضد زندگی در تمامی عرصه ها،... تا حدی که زبان بسیاری از مردمان منطقه را بزورعوض نمودند، در نتیجه انسان از تفکر باز ماند، زیرا داده های مغزی به شکل لغات در ذهن ذخیره می شوند، که اسلام دشمن اندیشه بود و هست، نه عراقی ها، نه سوریه ای ها، نه مصری ها، و نه بسیاری از سرزمینهائی که امروز ظاهرآ عربی صحبت می نمایند، و البته هر یک با لهجه و زبان خاص خودشان و منطقه شان، و هیچ عربی از کشورهای گوناگون و مناطق مختلف ازعرب دیگری حالی نمی شود، اینها اصلا عرب نبوده اند، زبانشان را بزور شمشیر تعریب!! نمودند، این قربانیان توحش اسلام نیز، هم زبان و ادبیات خودشان از یادشان رفت، هم زبان عربی من درآوردی وحشی های لمپن دزد و مفت خور و غارتگر را یاد نگرفتند، اساسا اسلامیان لمپن چیزی برای یاد دادن نداشتند، فرهنگ نیاوردند تا مردم بشکفند و یاد بگیرند و پیش بروند، یعنی اسلامیان وحشی هرجا رفتند، ریدند به ادبیات و زبان و پایه های احساسات مردم، ریدند به همان زبان و ادبیات مردمانی که ازکودکی پایه های احساسات و ادبیات کودکانه شان با آن زبان و ادبیات شکل گرفته بود و می گیرد، اسلام با شمشیر و خنجر آمد و رید، هر جا که جای سم اسلام هست، از مردمان زحمتکش سرمایه های مردم را یعنی زبان و ادبیات شان را گرفتند، مثلآ، زبان فارسی 50درصد عربی شده است، ای کاشک عربی بود، آنگاه می گفتیم، زبان زبان است، اما زورچپان زبان و لغات و فرهنگ و جملات بی معنی، در حقیقت به معنای لگد کوب نمودن اندیشه انسانی است، اسلام فاشیستی اندیشه را لگد کوب می نماید، به کلیله و دمنه بنگرید، کلیله و دمنه نیمه عربی شده، زبان کوردی و سایر زبانها را بنگرید، هزاران لهجه و نیمه عربی نیمه فارسی نیمه ترکی، و نیمه ... در نتیجه تمامی زبانهای لگد کوب گشته، تبدیل به زبان های نیمه مرده شدند، خود هر کدام از آن زبان و ادبیات مردمان زیر سم اسبا و یابو های تاریخ، مخلوطی از لغات و فرهنگ های من درآوردی شد، دراثر وجود فاشیزم غارت گرعرب های دزد و فاسد و جنایتکاران بیابانگرد، درحق روح و روان و زندگی مردم، همه چی به هم ریخت، انسانها با هم محاوره نداشتند، به همین دلیل نشکفتند، ازخود بیگانه شدند و سرخورده و مایوس، چله نشینی و رفتن توی خمره سر به بیابنها وجنگلها نهادن با توجیهه راز و نیاز با خدا و ترهاتی این چنینی، انسانهای فرهیخته یا حلاج وار کشته شدند یا از مسیر زندگی در رفتن، تمدن و شکوفائی نابود شد ...غم و دلسردی و یاس و سرخوردگی اجتماعی و بی ذوق و ناتوان از تفکر و شکوفائی، حاصل توحش اسلام شد، البته بسیاری از مبارزین نیز ریدند به اسلام، رقص و شادی ممنوعه را به اسلام چپاندند، که ملا درمسجد می بایست می رقصید، اکنون نیز این ریدن ها بر اسلام و مکتب توحش ادامه دارد، یعنی خدا و اسلامتان گوه خوردید، به همین دلیل این وحشی ها به میان سایر خلقها، زبان و ادبیات عربی یا هر زبانی نیاوردند، زیرا اساسا، یک لات سرکوچه چاقوکش لمپن، شمشیر و خنجر بدست که کلام و ادبیات و قلم نمی شناسد، این چنین گرسنه ای زبان و ادبیاتش کجایش بود؟؟ لای پایش؟؟ یا زیر شکمش؟؟ اسلامیان زبان و فرهنگ و ادبیات نداشتند، اکنون اینها نیز نمی گویند ما مسلمانها شادی و انسان بودن و فرهنگ نمی شناسیم!!چون دروغ گو رذل اند، می گویند کو ؟ کجاست فرهنگ؟ مانند خری در داروخانه بگوید کو؟ کجاست دارو؟؟ به همین دلیل، اسلام و توحش حاکم، رید به فرهنگ مردم منطقه، در مسیر توحش تاریخ، و مزدوری اربابان و خلفائی که بر سر غارت همدیگر را لت و پار نمودند و مسموم کردند و باندهای مافیای اسلامی در طول تاریخ نیز از هم کشتار ها نمودند، بعدا ها باکشتار کافی ازمردمان و دانشمندان در سرزمینها، تمدن؟؟ را یاد گرفتند، ببخشید به اصطلاح تمدن اسلامی داعشی شیعه و سنی را اوردند، یعنی باز هم ریدند. اسلامیان وحشی بی فرهنگ دزد و جنایتکار، نه تنها از شکوفائی فرهنگی جلوگیری نمودند، بلکه اسلامیان ریدند به شعور و فرهنگ و دانش و زندگی و ادبیات و جان و احساسات مردم، درهر جا که داعش اسلامی وارد شد، آنزمان نیز بنام اخوت اسلامی، حق تعیین سرنوشت مردم بی معنی شد، شکوفائی زندگی و فرهنگ مردم مسلمان را که می بینید!! از محالات شد، در یک کلام، عقب ماندیم، ... امروز نیز، بسیاری از مردمان و منطقه با نام اسلام و پاسداری از اسلام درحد حیوان باقی مانده اند، بازهم بنام اسلام داعش می شوند و ناتو حمایتشان می نماید، در تاریکی اسلام وحشی حاکم بر ذهن و زندگی انسانهای عقب مانده، قارچ های سمی و الاغ های نفهم و مزدورانی سر برآوردند که در اصطلاح ما سنندجی ها به انها می گوئیم، جاش، جاش های اسلامی ... تا این توحش در این منطقه باقی بماند تا اسلام و سرمایه و جاش هایشان در این منطقه وجود داشته باشند، تا اردوان و رزیم فاشستی ایران و ناتو و عربستان و اسرائیل و سرمایه باقی بماند، تا مردم برسرنوشت خویش حاکم نشوند، یعنی تا در این سرزمینها، قدرت سیاسی و طبقاتی در دست طبقه کارگر قرار نگیرد، تا برقراری سوسیالیزم .... همان فاشیزم اسلامی سرمایه در شکل های داعشی ماعشی، علفی، اردوانی، اسرائیلی، ایرانی، عربستانی، در این منطقه کار دستمان خواهد داد ....می دانید که گوه ه ه بوی گوه می دهد، هر ذره اش هم که باقی بماند، بازهم بوی گوه می دهد، باید اسلام و دین و مذهب و سرمایه را در مستراح تاریخ سرازیر و سیفون تاریخ را کشید ... با تشکل و بیداری و اتحاد و همدلی با کارگران و زحمتکشان، با ستمدیدگان، کار را یک سره کنیم، با تزلزل و موس موس نمی شه، ممکن نیست، اسلام و سرمایه بسوی فاضلاب تاریخ هرررری، تعیین سرنوشت خلقها بدست خود، یعنی برقراری سوسیالیزم و دست هر نیروی خارجی از سرنوشت مردمان منطقه ما کوتاه، امروز، این تنها راه حل ممکن و درست است، بقیه اش مزدوری است، قبول ندارید؟ بفرمائید 1400 سال دیگر نیز امتحان کنید ..... عمرمحمدی
 آیا مگر نمی دانید ؟چرا این سرزمینهای اسلامی تا این حد بیسواد و عقب مانده اند؟ ایا مگر نمی دانید که حاکم بودن فاشیزم در هر شکلی، بر سرنوشت و جان و روح و احساس و فرهنگ و زندگی مردم به چه معنا است ؟ در1400 سال پیش، در ابتدای حمله اسلام و داعش به هر منطقه ای بنام اسلام، در واقع به منظور غارت و چپاول و کشتار و دزدی، درخارج از قبایل قریش، و در خارج ازعربستان، تا سیصد سال و بیشتر، زبان و ادبیات و اندیشیدن در آن منطقه در میان مردم حرام بود، تفکر شرک بود، ممنوع بود، فقط راز و نیاز با خدا خوب بود!! امروز آثار ان توحش را در جای سم این یابوهای تاریخ، در کشور های اسلامی به روشنی افتاب و به خوبی دید، زبان و شعر و ادبیات و حتی فکر کردن ممنوع بود، کتاب خمیر نمودن های امروز جمهوری و جنایت اسلامی ایران، بازمانده از زمان کتاب سوزانهای عمر و اسلام، عمق فاجعه بود که با کشتار حقیقت و ترویج دروغ و ریا و تزویر و تقییه اسلام و خمینی، و کشتار انسان همراه بود و هست. درست مانند کتاب سوزانهای فاشیستهای هیتلری، و سوزاندن جهان درآتش توحش سرمایه، مگر نمی دانید که اسلام یعنی فاشیزم؟ برضد زندگی در تمامی عرصه ها،... تا حدی که زبان بسیاری از مردمان منطقه را بزورعوض نمودند، در نتیجه انسان از تفکر باز ماند، زیرا داده های مغزی به شکل لغات در ذهن ذخیره می شوند، که اسلام دشمن اندیشه بود و هست، نه عراقی ها، نه سوریه ای ها، نه مصری ها، و نه بسیاری از سرزمینهائی که امروز ظاهرآ عربی صحبت می نمایند، و البته هر یک با لهجه و زبان خاص خودشان و منطقه شان، و هیچ عربی از کشورهای گوناگون و مناطق مختلف ازعرب دیگری حالی نمی شود، اینها اصلا عرب نبوده اند، زبانشان را بزور شمشیر تعریب!! نمودند، این قربانیان توحش اسلام نیز، هم زبان و ادبیات خودشان از یادشان رفت، هم زبان عربی من درآوردی وحشی های لمپن دزد و مفت خور و غارتگر را یاد نگرفتند، اساسا اسلامیان لمپن چیزی برای یاد دادن نداشتند، فرهنگ نیاوردند تا مردم بشکفند و یاد بگیرند و پیش بروند، یعنی اسلامیان وحشی هرجا رفتند، ریدند به ادبیات و زبان و پایه های احساسات مردم، ریدند به همان زبان و ادبیات مردمانی که ازکودکی پایه های احساسات و ادبیات کودکانه شان با آن زبان و ادبیات شکل گرفته بود و می گیرد، اسلام با شمشیر و خنجر آمد و رید، هر جا که جای سم اسلام هست، از مردمان زحمتکش سرمایه های مردم را یعنی زبان و ادبیات شان را گرفتند، مثلآ، زبان فارسی 50درصد عربی شده است، ای کاشک عربی بود، آنگاه می گفتیم، زبان زبان است، اما زورچپان زبان و لغات و فرهنگ و جملات بی معنی، در حقیقت به معنای لگد کوب نمودن اندیشه انسانی است، اسلام فاشیستی اندیشه را لگد کوب می نماید، به کلیله و دمنه بنگرید، کلیله و دمنه نیمه عربی شده، زبان کوردی و سایر زبانها را بنگرید، هزاران لهجه و نیمه عربی نیمه فارسی نیمه ترکی، و نیمه ... در نتیجه تمامی زبانهای لگد کوب گشته، تبدیل به زبان های نیمه مرده شدند، خود هر کدام از آن زبان و ادبیات مردمان زیر سم اسبا و یابو های تاریخ، مخلوطی از لغات و فرهنگ های من درآوردی شد، دراثر وجود فاشیزم غارت گرعرب های دزد و فاسد و جنایتکاران بیابانگرد، درحق روح و روان و زندگی مردم، همه چی به هم ریخت، انسانها با هم محاوره نداشتند، به همین دلیل نشکفتند، ازخود بیگانه شدند و سرخورده و مایوس، چله نشینی و رفتن توی خمره سر به بیابنها وجنگلها نهادن با توجیهه راز و نیاز با خدا و ترهاتی این چنینی، انسانهای فرهیخته یا حلاج وار کشته شدند یا از مسیر زندگی در رفتن، تمدن و شکوفائی نابود شد ...غم و دلسردی و یاس و سرخوردگی اجتماعی و بی ذوق و ناتوان از تفکر و شکوفائی، حاصل توحش اسلام شد، البته بسیاری از مبارزین نیز ریدند به اسلام، رقص و شادی ممنوعه را به اسلام چپاندند، که ملا درمسجد می بایست می رقصید، اکنون نیز این ریدن ها بر اسلام و مکتب توحش ادامه دارد، یعنی خدا و اسلامتان گوه خوردید، به همین دلیل این وحشی ها به میان سایر خلقها، زبان و ادبیات عربی یا هر زبانی نیاوردند، زیرا اساسا، یک لات سرکوچه چاقوکش لمپن، شمشیر و خنجر بدست که کلام و ادبیات و قلم نمی شناسد، این چنین گرسنه ای زبان و ادبیاتش کجایش بود؟؟ لای پایش؟؟ یا زیر شکمش؟؟ اسلامیان زبان و فرهنگ و ادبیات نداشتند، اکنون اینها نیز نمی گویند ما مسلمانها شادی و انسان بودن و فرهنگ نمی شناسیم!!چون دروغ گو رذل اند، می گویند کو ؟ کجاست فرهنگ؟ مانند خری در داروخانه بگوید کو؟ کجاست دارو؟؟ به همین دلیل، اسلام و توحش حاکم، رید به فرهنگ مردم منطقه، در مسیر توحش تاریخ، و مزدوری اربابان و خلفائی که بر سر غارت همدیگر را لت و پار نمودند و مسموم کردند و باندهای مافیای اسلامی در طول تاریخ نیز از هم کشتار ها نمودند، بعدا ها باکشتار کافی ازمردمان و دانشمندان در سرزمینها، تمدن؟؟ را یاد گرفتند، ببخشید به اصطلاح تمدن اسلامی داعشی شیعه و سنی را اوردند، یعنی باز هم ریدند. اسلامیان وحشی بی فرهنگ دزد و جنایتکار، نه تنها از شکوفائی فرهنگی جلوگیری نمودند، بلکه اسلامیان ریدند به شعور و فرهنگ و دانش و زندگی و ادبیات و جان و احساسات مردم، درهر جا که داعش اسلامی وارد شد، آنزمان نیز بنام اخوت اسلامی، حق تعیین سرنوشت مردم بی معنی شد، شکوفائی زندگی و فرهنگ مردم مسلمان را که می بینید!! از محالات شد، در یک کلام، عقب ماندیم، ... امروز نیز، بسیاری از مردمان و منطقه با نام اسلام و پاسداری از اسلام درحد حیوان باقی مانده اند، بازهم بنام اسلام داعش می شوند و ناتو حمایتشان می نماید، در تاریکی اسلام وحشی حاکم بر ذهن و زندگی انسانهای عقب مانده، قارچ های سمی و الاغ های نفهم و مزدورانی سر برآوردند که در اصطلاح ما سنندجی ها به انها می گوئیم، جاش، جاش های اسلامی ... تا این توحش در این منطقه باقی بماند تا اسلام و سرمایه و جاش هایشان در این منطقه وجود داشته باشند، تا اردوان و رزیم فاشستی ایران و ناتو و عربستان و اسرائیل و سرمایه باقی بماند، تا مردم برسرنوشت خویش حاکم نشوند، یعنی تا در این سرزمینها، قدرت سیاسی و طبقاتی در دست طبقه کارگر قرار نگیرد، تا برقراری سوسیالیزم .... همان فاشیزم اسلامی سرمایه در شکل های داعشی ماعشی، علفی، اردوانی، اسرائیلی، ایرانی، عربستانی، در این منطقه کار دستمان خواهد داد ....می دانید که گوه ه ه بوی گوه می دهد، هر ذره اش هم که باقی بماند، بازهم بوی گوه می دهد، باید اسلام و دین و مذهب و سرمایه را در مستراح تاریخ سرازیر و سیفون تاریخ را کشید ... با تشکل و بیداری و اتحاد و همدلی با کارگران و زحمتکشان، با ستمدیدگان، کار را یک سره کنیم، با تزلزل و موس موس نمی شه، ممکن نیست، اسلام و سرمایه بسوی فاضلاب تاریخ هرررری، تعیین سرنوشت خلقها بدست خود، یعنی برقراری سوسیالیزم و دست هر نیروی خارجی از سرنوشت مردمان منطقه ما کوتاه، امروز، این تنها راه حل ممکن و درست است، بقیه اش مزدوری است، قبول ندارید؟ بفرمائید 1400 سال دیگر نیز امتحان

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ