پست‌ها

نمایش پست‌ها از ژوئیه, ۲۰۱۷
در شرایط ضد انقلاب هار، انقلابیون خارائین ایند به کار، حزب توده در طول حیات و موجودیتش، در زمینه عمل انقلابی همیشه مانند پاندول در میان بورژوازی و طبقه کارگر، همیشه در رفت و امد و تابعی از نوسان زمان بوده، به مثابه یک جریان خرده بورژوای متزلزل هیچگاه ثابت قدم و انقلابی و کارگری نبوده، به همین دلیل در طول حیات و موجودیتش مانند ماهی ذهر خورده کله اش به چپ و راست می خورد، اساسا یک سازمان ژله مانند در شرایط ضد انقلاب هار نمی تواند پایه و تکیه گاه انقلاب کارگری باشد، در زمینه کار ادبی و سیاسی، حزب توده نسبتآ، بیشترین زحمات را کشیده و به جنبش طبقه کارگر به لحاظ ترجمه اثار کلاسیک بیشترین خدمات را ارائه نموده اند، که آثار و زحمات اصلی، از آن زحمتکشان فکری سایر جوامع است، نه حزب توده؟ که گاه جنبش کارگری او را به پیش می رانده،و در تصورخودش رهبر بوده، و بازهم اغلب از جنبش توده ها عقب مانده، حزب توده و حریانات خرده بورژوائی جامعه ما رسالت تاریخی طبقه کارگر را هیچگاه نمی شناسند، حزب توده، بیش از آن هم نمی تواند باشد و نیست، چه انتظاری ؟ همیشه از جنبش های انقلابی عقب مانده است، شاید گاهی بصورت تصاد...
در سال ۶۳۶ ميلادي اعراب مسلمان به ايران حمله کردند متاسفانه عده‌اي نيز بر اين گمان هستند که ايرانيان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همين دليل بر آن شدم که به بخشي از آن اشاره ‌کنم . عبدالحسين زرين کوب در کتاب دو قرن سکوت مي نويسد: فاتحان، گريختکان را پي گرفتند؛ کشتار بيشمار و تاراج گيري باندازه اي بود که تنها سيصد هزار زن و دختر به بند کشيده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتري زر و سيم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهاي برده فروشي اسلامي به فروش رسيدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ي بسيار بر جاي نهادند ---- پس از تسلط اعراب در حمله به سيستان؛ مردم مقاومت بسيار و اعراب مسلمان خشونت بسيار کردند بطوريکه ربيع ابن زياد ( سردار عرب ) براي ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدري بساختند از آن کشتگان ( يعني اجساد کشته شدگان جنگ را روي هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکيه گاهها ساختند؛ و ربيع ابن زياد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سيستان هزار هزار ( يک ميليون ) درهم به امير المومنين دهند با...
«ماجرای نیم‌روز» بزک کردن کرکس به شکل قناری! «ماجرای نیم‌روز» روایت رسمی قدرت از نیمه شب جنایات‌هایی‌ست که در دهه شصت انجام شده است. جنایاتی که در بسیاری از موارد با تعاریف حقوق بین‌الملل مصداق بارز جنایت علیه بشریت هستند، به مانند ناپدید کردن و شکنجه و اعدام غیر قضایی. ماجرای نیم‌روز تلاش برای بزک کردن چهره کریه کرکس به شکل قناری است. و این « کار» تازه‌ای نیست. کاری‌ست هم‌چون پیش پرده‌های نازی‌ها در سینماهای کشورهای اشغال‌ شده برای پنهان کردن اتاق‌های گاز و کوره‌های آدم سوزی. سینمای سیاه مکارتیسم است و فیلم‌های سفارشی ژنرال‌های « مدرسه امریکایی» برای تحریف تاریخ جنایت ناپدید کردن و کشتار در بولیوی و اروگوپه و شیلی و آرژانتین،و فیلم‌های اخیر در پنهان کردن نسل‌کشی رونداست. به مانند همه این آثار «ماجرای نیم‌روز» هم تصویر دستکاری شده از تاریخ است. من مخالف راویت‌های گوناگون و به راستی مخالف با هم نیستم. از آن سال‌های تباه تنها یک روایت نیست و برای روشن شدن حقیقت باید همه را شنید و دید و در باره آن تحقیق و بررسی کرد، حتا روایت رسمی قدرت را. «ماجرای نیم‌روز» اما تلاش برای روشن حقیقت نیس...