پست‌ها

نمایش پست‌ها از اکتبر, ۲۰۱۸
پایان کردها و ایران  مقدمه  زمان را گاهی میتوان شمرد . زمان سقوط نظام شاهنشاهی و روی کار آمدن جمهوری اسلامی خلائی است . در همه جا آزادی موج میزند . کردستان راهی را برای ادامه قیام به تازگی شروع کرده و قصد ادامه آن را دارد. نشریات چپ ایران از شعار های ( خلق مبارز کرد ) و مبارزات ( ملت کرد ) برق میزنند . کسانی که قبلا نمیدانستند کردستان در کجای جغرافیا قرار گرفته ، ان موقع در صدد این بودند که در کردستان مقری دفتری یا شعبه ای باز کنند . بازیگران اصلی در صحنه کردستان به ترتیب ال فبا سازمانهای دمکرات و کومه له بودند .( این یادداشت مجالی برای نقد برنامه های انزمان آنان ندارد ) که هر یک برنامه ای برای حل مسئله ملی و مردم کردستان داشتند . ابتدای سقوط نظام بعث در عراق خطر جدائی کردستان را به امری واقع نزدیک میکند . تهران که تا دیروز با فعالیت های فرهنگی و حتی سیاسی پ ک ک مشکلی نداشت ، امروز در روبروئی با ظهور موجودیت کردی در عراق باید تدبیری بیاندیشد . فعالیت های تهران در این زمینه را در نقل قبلی یاد آور شدم که از چه راههائی موانع جدی بر سر راه کردها ایجاد میکند . برای کردهای ایران ا...
ششمین زندانی در زندان زاهدان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان باخت خبرگزاری هرانا – شب گذشته یک زندانی محبوس در زندان زاهدان در روز اول ورود به زندان در اثر بیماری و به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داد. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شب شنبه ۵ آبان‌ماه ۱۳۹۷، یک زندانی محبوس در زندان زاهدان به در همان روز ورود به زندان به دلیل بیماری و عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داد. هویت این زندانی ۵۰ ساله تاکنون احراز نشده و توسط هرانا در حال بررسی است. این زندانی روز گذشته از قرنطینه به بند ۶ زندان زاهدان منتقل شد و با وجود اینکه به اسهال شدید دچار شده بود به وضعیت وی رسیدگی نشد تا اینکه شب همان روز اول ورود به زندان جان باخت”. با احتساب مرگ این زندانی، طی سال جاری دست‌کم ۶ زندانی محبوس در زندان زاهدان به دلیل بیماری و عدم رسیدگی پزشکی ناشی از محدودیت‌های اعزام به بیمارستان خارج از زندان جان خود را از دست داده‌اند. لازم به ذکر است در تاریخ ۶ مهرماه ۹۷ نیز یک زندانی به نام عبدالنبی سارسی (ثارثی) به دلیل بیماری و عدم رسیدگی پزشکی در این زندا...
به‌نظر می‌رسد که جامعه‌ی ایران از نظر رفتار با سردمداران حکومت و‌ مدعیان اولیا دین از اعراب بدوی شروع اسلام رشد سیاسی زیادی نکرده باشد. اعراب خود محمد را رسمن به شاعر مجنونی متهم‌ می‌کردند که در قرآن هم در این باره محمد به خودش تسلی داده است، و‌ ابولهب عموی محمد با یک مناظره‌ی ساده ادعای معراج را بی‌اساس کرد. عثمان را هم به‌علت دزدی و اختلاس و قوم و خویش بازی که مانند رژیم خودمان بود، کشتند. خوارج هم با پی بردن به بی کفایتی علی در خلافت او را کشتند. مردم کوفه هم در ماجرای سلط نت طلبی حسین عقلانیت نشان داده و خودشان را کنار کشیدند تا دو‌پسر عمو‌که‌می دانستند فرق زیادی با هم‌ندارند بر سر کرسی خلافت با هم بجنگند. اما ۴۰ سال قبل به اصطلاح اِلیتِ سیاسیِ ایران یک نفر را با عقاید پست‌تر از اعراب آن دوره از گورستان تاریخ بیرون‌ کشیدند و‌ او را بر مرکب مراد و بر گُرده‌ی ایرانیان سوار کردند تا همه چیز آن‌ها از اقتصاد گرفته تا فرهنگ تا ساختار خانوادگی و عزت و احترام‌شان را به باد دهد. ایرانیان هم تازه در حال بیدار شدن هستند تا این بخت‌ک شوم را از پشت‌شان بردارند و‌ نفس تازه‌ا...