پایان کردها و ایران 
مقدمه 
زمان را گاهی میتوان شمرد . زمان سقوط نظام شاهنشاهی و روی کار آمدن جمهوری اسلامی خلائی است . در همه جا آزادی موج میزند . کردستان راهی را برای ادامه قیام به تازگی شروع کرده و قصد ادامه آن را دارد. نشریات چپ ایران از شعار های ( خلق مبارز کرد ) و مبارزات ( ملت کرد ) برق میزنند . کسانی که قبلا نمیدانستند کردستان در کجای جغرافیا قرار گرفته ، ان موقع در صدد این بودند که در کردستان مقری دفتری یا شعبه ای باز کنند .
بازیگران اصلی در صحنه کردستان به ترتیب الفبا سازمانهای دمکرات و کومه له بودند .( این یادداشت مجالی برای نقد برنامه های انزمان آنان ندارد ) که هر یک برنامه ای برای حل مسئله ملی و مردم کردستان داشتند . ابتدای سقوط نظام بعث در عراق خطر جدائی کردستان را به امری واقع نزدیک میکند .
تهران که تا دیروز با فعالیت های فرهنگی و حتی سیاسی پ ک ک مشکلی نداشت ، امروز در روبروئی با ظهور موجودیت کردی در عراق باید تدبیری بیاندیشد . فعالیت های تهران در این زمینه را در نقل قبلی یاد آور شدم که از چه راههائی موانع جدی بر سر راه کردها ایجاد میکند . برای کردهای ایران اما امنیتی کردن هر چه بیشتر شهر های کردستان / ایجاد جو بدبینی و بی اعتمادی نسبت به سیستم اداری کرد ها در عراق و مطرح کردن تئوری ای بنام ( قومیت گرائی ) در میان کردها ، ازجمله کارهائی بود که انجام دادند .تئوری قومیت گرائی روشنفکران کرد را نشانه گرفته است .این تئوری هر گونه فعالیت ملی گرایانه را تقبیح میکند .
سالهاست که اساتید دانشگاهها / پژوهش گران و محققین در میدیای ایران از مضرات ( قوم گرائی کردی ) قلم فرسائی میکنند . هدف تهران این است که خود را از کمترین خطر حق خواهی کردها دور نگهدارد و بالطبع خطر جدائی خواهی را به صفر برساند .
مفاهیم قوم یا ملت را میتوان و میشود شکافت و بررسی کرد جالب است که در ادبیات فارسی کنونی (ایران ) ملت است و کردها ( قوم ) . اگر ایران از چند قوم تشکیل شده باشد، باید جمع عددی این اقوام باشد نه ملت .
بکار بردن کلمه قوم کم بها دادن و بی ارزش کردن و تحقیر مردم کرد را در خود دارد . گروهی از مردم قدیم کومه له ( به هر دلیلی ) با این قوم گرائی تهرانی همسو شده اند .
طبعا در میان آنان افرادی با تاریخی طولانی از مبارزه برای رفع ستم ملی در کردستان وجود ندارد . آغاز حوادث کردستان عراق ، شروع مباحثی است که با عنوان ناسیونالیسم کردها در عراق شروع شد و تا کنون ادامه دارد .
از خواننده این چند سطر تقاضا دارم که دقایقی از وقتش را صرف گوگل کردن بر روی کلمات ( قوم گرائی کردی در ایران ) صزف کند . بسیار طبیعی است که ما هم همچون اجدادمان که گوشت دم توپ شدند تا جنگ های صفویان و عثمانیها را به سرانجام برسانند ، ( چند نسل پس از آنها ) گوشت دم توپ شده ایم برای مصالح حکومتی که از روز نخست تا به امروز در میان مردم کرد منفور و هیچ جائگاهی نداشته .
جامعه همیشه فرزندانش را که به کجراه میروند و سپس راه صحیح را باز می یابند ، می بخشد .
نیروی متحد و آگاه ما رمز پیروزی ماست .
بسوی کردستانی که در آن صلح و آبادانی و همزیستی با همه همسایه ها اصولی غیر قابل تغییر است .
وتشکر مجدد 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ