در شرایط ضد انقلاب هار، انقلابیون خارائین ایند به کار، حزب توده در طول حیات و موجودیتش، در زمینه عمل انقلابی همیشه مانند پاندول در میان بورژوازی و طبقه کارگر، همیشه در رفت و امد و تابعی از نوسان زمان بوده، به مثابه یک جریان خرده بورژوای متزلزل هیچگاه ثابت قدم و انقلابی و کارگری نبوده، به همین دلیل در طول حیات و موجودیتش مانند ماهی ذهر خورده کله اش به چپ و راست می خورد، اساسا یک سازمان ژله مانند در شرایط ضد انقلاب هار نمی تواند پایه و تکیه گاه انقلاب کارگری باشد، در زمینه کار ادبی و سیاسی، حزب توده نسبتآ، بیشترین زحمات را کشیده و به جنبش طبقه کارگر به لحاظ ترجمه اثار کلاسیک بیشترین خدمات را ارائه نموده اند، که آثار و زحمات اصلی، از آن زحمتکشان فکری سایر جوامع است، نه حزب توده؟ که گاه جنبش کارگری او را به پیش می رانده،و در تصورخودش رهبر بوده، و بازهم اغلب از جنبش توده ها عقب مانده، حزب توده و حریانات خرده بورژوائی جامعه ما رسالت تاریخی طبقه کارگر را هیچگاه نمی شناسند، حزب توده، بیش از آن هم نمی تواند باشد و نیست، چه انتظاری ؟ همیشه از جنبش های انقلابی عقب مانده است، شاید گاهی بصورت تصادفی گاهی حرف درست می زده، اما حزب طبقه کارگر هیچگاه نبوده و یک سازمان خرده بورژوای متزلزل نمی تواند حزب طبقه کارگر باشد. علت؟ در جامعه ای ایرانی بسیار خرده بورژوائی با فرهنگ سنتی مذهبی و روستائی، مسلط بودن تفکر مذهبی روستائی سنتی حتی بر تفکر روشنفکرانش، با فرهنگ حاشیه تولیدی ملائی جامعه ایرانی، وجود انواع حزب توده و رژیم نگهدار و بقیه ناسیونالیست ها و مزدوران درجنبش ما، همه از یک نوع اند در شکل های گوناگون، درعوض نو شدن و تغیرات در تفکر و رفتار و اندیشه، در فکر تظاهر و رنگ و عمل خرطوم و لباس و کراوات و بقیه ظاهر سازی ها هستند، نه تفکر و نه اندیشه و نه تشکل برای مردم عوام و کمونیست هایش، اهمیتی ندارد، همه انها بر یک پایه اند و از یک زمینه سرچشمه می گیرند، در شکل های مختلف، که باید این عقب ماندگی را بعنوان تبلور امراض جنبش طبقاتی و ضعف جنبش طبقاتی کمونیستی کارگری مان، ضعف تشکل و دانش طبقه کارگر جامعه مان، دید، در جامعه ای سطحی با فرهنگ روستائی ایرانی، انها همگی شان انواع امراض عقب ماندگی جنبش ما هستند، بسیار طبیعی است که بازتاب ان در احزاب سکتاریست چپ در فرم های مختلفی به خوبی پیدا باشد، بعلت بازتاب فرهنگ روستائی سنتی جامعه ایرانی در تشکیلات هائی با نام کمونیستی و سوسیالیستی و چپ ایرانی به علت همین سنتی بودن، درانجماد تشکیلاتی قرار داشتن، فاقد هر نوع قدرت مانوراند، سکتاریست بودن و بی هویتی تشکیلاتی شان، ناتوان در تحمل پیشبرد مبارزه ای جدی و کارگری، و ناتوان از امکان حل مشکلات جنبش طبقاتی ایران نه به صورت تئوریک و طبیعتآ، نه به صورت عملی را نمی توانند دارا باشند، بدتر از حزب توده توان ندارند، از سر بیکاری، در میان خود به هیاهو و جار و جنجال و انشعاب به جای اتحاد می پردازند، حتی بشکل کوچک و موردی نمی توانند متحد شوند، همگی شان از دم گشت رهبران پرولتاریا نیز هستند، در درون تشکیلاتهایشان همه رهبر و تئوری سین و نابغه دهر اند، اگر ما در ایران، احزاب کارگری می داشتیم و سکتاریست نمی بودیم، یعنی جنبش کارگران و زحمتکشان برایمان در اولویت می بود، می توانستیم برجنبش طبقه کارگر به لحاظ تشکل و دانش کارگری و در پی آن، صد در صد بر کل جامعه تاثیر مثبت داشته باشیم، در توجیهه نگوئید دیکتاتوری مانع است، که بدترین توجیهه است، و متقابلآ، حرکت جنبش طبقه کارگر بر توده های مردم و در نتیجه بر احزاب خرده بورژوائی ناسیونالیستی و غیره نیز حتی، تاثیر مثبت می داشتیم، و انها حول تشکل و خواستهای طبقاتی طبقه کارگر و زحمتکشان متشکل می شدند، زیرا یکی از مشخصات خرده بورژوائی در هر عرصه ای فرصت طلبی است، و آنها حتمآ، در عوض ترامپ یا ترکیه و ایران و صدام، بیشترین گرایش را نسبت به طبقه کارگر می توانستند از خود نشان دهند، آنگاه ما این همه تزلزل از نوع حزب روده و ناسیونالیزم و مزدوران ترامپ و ترکیه و ایران و بقیه دشمنان مردم در میان خود احزاب چپ و سنتی و در میان طبقه کارگر نمی داشتیم، و این همه متزلزل نمی بودیم....در یک جمله، علت ضعف جنبش کارگری ما ؟ اشکال از حزب توده نیست یا خمینی و رژیم نگهدار و بقیه، وجود آنها محصول جامعه سنتی ما هستند، یکی از علتهای وجودی انها از بی هویتی سازمانی ما کمونیستها است درعدم پیوند با جنبش کارگری مان، که حتی بر طبقه کارگر نیز تاثیر منفی داشته ایم، این دور و تسلسل ضعف و شکست و ادامه آن، از بی هویتی تشکیلاتی ما کمونیستها است. همه ما محصول جامعه ای سنتی مذهبی مملو از فرهنگ خرده بورژوائی هستیم و پراکندگی خرده بورژوائی یکی از مشخصات خرده بورژوائی مان است و هستیم، سوراخ دعا را گم نکنید لطفآ .... اگر نیستیم، به جنبیم، پاکسازی کنیم، دارد دیر می شود 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ